تبليغاتX
معلم سمسولی حسین ناصریبه وب سایت ناصری خوش امدید لحضات خوشي راداشته باشيدشماره تلفن تماس09179939920بصورت24ساعته درخدمت وامادپاسخ گوئي نكته ونظرات شما هستیم)با تشکر ناصری:حضرت اقا امام رضا ع با بزرگ وکوچک با احترام رفتار کن .
ان الله یعلم:خدامیداندرسالتش کجا قراردهد.

میزان رای ملت است(حضرت اقا امام خمینی)نظر ناصری :رای دادن برهمه ی ما یک حق واگر پایبندبه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران باشیم باید ان را یک وظیفه شرعی به حساب اورد.

دولتی پیروز وموفق است که ملت پشتیبان ان باشدهر یک از ما ایرانیها باید در روز۲۲خردادپای صندوق های رای امد ویک دوری دیگر از این برگ زرین را برای چهار سال رقم بزنیم واگر این کا ر را نکنیم دیگران  بجای ما تصمیم می گیرند.

ما تا قبل از۲۴ساعتی که ممنوع نبود برای تبلیغات باهم رقابت داشتیم اما ازاین به بد دیگر باید رقابت را کنا گذاشت وباید باهم رفاقت داشته باشیم.

ما  ملت ایران ماتی شریف والگو در سطح جهان هستیم وباید کاری کنیم که برازند باشدوقطعا هم همین طور است.

گفته های ناصری دراین روزهای داغ.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 2:27  توسط حسین ناصری   | 

معلم ای تو شمع زند گانی           وجود منبع این زند گانی

تو  هستی منبع نور وسخاوت            چراغی در دل این زندگانی

همه جویند هدایت زین معلم             که چون او هست طریق زندگانی

 مر ا ،گر هست حرمت پیش هر دوست          همه تاثیر گیرم از معلم

مر اگه  کند از علم و  هستی             که بشناسم خودم  با  راز هستی

دهد تحویل به دنیا مرد دانا               بخشکاند درخت جهل  برنا

معلم در نمونه  سوز خاتم      تواضع در عمل عیسی پیامبر

گرفته نسیه رحمت زین موسی           اراده راز ابراهیم والا

تو هستی اسوه ی هر نونحالی         به محض روِِیتت در هر بهاری

همه رفتار تو تاثیر گذار هست           همه کردار تو  سرمشق ما هست

اگر با با کند مارا هدایت              اول گیرم تو  را  او  در نهایت

کنون راهت شده سر لوحه ی ما             مکن کاری که باشد خار بر ما.

سروده شده توسط حسین ناصری از روستای سمسولی.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 1:4  توسط حسین ناصری   | 

روز اول مهر ماه شد زنگ وصدای دل ربا

دفتری از جنس نو تابیده بوی روشنی

صفحه صفحه را ورق با عشق نگارش می کنمَ

خطی از رنگ خدا بر سینه ها منقوش کنم

چون رسم اخوش هر گل دسته ای

از صمیم قلب خود جانم فدایش می کنم

می شنوم من شوق او را از درون هر کلاس

باصدای زمزمه وخنده های قاه قاه

حس دوستی می زند شعله سرهر دسته ای

اشنا باهم شوند ان روز مهر ماه جدید

اشتیاقی دم به دم  در اونمایان میشود

زود رفتن در مدرسه کار هر روزش شود

فکر من باشد هم او را در کلاس

چون نشینم در میان لاله های سر فراز

ما همه باشیم جمعی از جنس بلور

پاکــــــــ ،زیبا،همچو ابشاری زنور

دم به دم چون بگذرد ایام زما

 اشکار گردد  طلای زر نگار

ان طلا باشد همان اهداف ما

علم اموزی وعرفان راه ما.

سروده شده توسط حسین ناصـــــــــــــری.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 0:42  توسط حسین ناصری   | 

تورا دوست دارم ای معلم

چون نسیمی که در وقت طلوع نور زرد اسمان به پیشوازم زند هاله

اگر گردد منیر این هستی دنیا/زنور معرفت/زپس از خالق یکتا

نباشد منبع دیگر بجز کار معلم ها

چنان در وصف توگوید ان سید والا خمین/معلم شیوه ی راه نبی باشد

به خود عشق ورزم من/که شد کارم شبیه کار پیغمبر

بگویم زان معلم که در راه خدا جوید عمل

نه ان اسم معلم کز درونش هیچ نا اید عمل

تو  را گویم چنین ای دو ست/زخود شو دور اگر کردی معلم راهدف

در پی کسب مال هشمت دنیا

از زیرا چون نبست جز عشق در کار معلم ها

کنون کردی تو این راه ره خود را زعمر

ببر در پیش با عشق وسر افرازی با قلبی پر از پاکی

چنان پیمود این راه را نبی خاتم عالم(حضرت محمد)(ص).

تا به پایت جان سپارم/ســــــــــر به پایت می گذارم.

سروده شده توسط حسین ناصری از روستای سمسولی.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 0:23  توسط حسین ناصری   | 

من به مادر گویم

بنما شیر خود رابرمن حلال ای مادر

تاشوم من روسفید پیش هر دوست ورفیق

تانگردم روسیاه /شرمنده وبی سر پناه

اه از لطف وکرامت مادر

دردها از پی درد/بهر پیدایش من بنمودی

بودن توبرایم زیباست

گرنداشتم به سراین مادر/من چهامی کردم

می زدم بر سر وپا یک سر/از غم بی مادر

روز وشب فکر سر بود به تو  ای مادر

در دعاهایم کنم بهرت دعا

که گذارد گران عمر به توای مادر.

سروده شده توسط حسین ناصری.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 0:9  توسط حسین ناصری  
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

بشاگرد شهرستان شد مردم گوهران اعتراض كردند !

با تصویب هیئت وزیران و بنا به پیشنهاد وزارت كشور روستای سردشت در منطقه بشاگرد شهرستان جاسك به شهر سردشت ارتقا یافته و به عنوان مركز شهرستان جدید بشاگرد به نقشه تقسیمات کشوری جمهوری اسلامی ایران افزوده می شود. هیات وزیران بر اساس پیشنهاد وزارت کشور با ایجاد 9 تغییر در تقسیمات کشوری استان هرمزگان موافقت کرد که به موجب آن ضمن ایجاد چند دهستان و بخش جدید، روستای سردشت به شهر سردشت ارتقا یافته و به عنوان مركز شهرستان جدید بشاگرد به نقشه تقسیمات کشوری جمهوری اسلامی ایران افزوده خواهند شد. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت،با تصویب هیئت وزیران و بنا به پیشنهاد وزارت كشور، روستای گوهران مركز بخش گوهران از توابع بخش بشاگرد شهرستان جاسك در استان هرمزگان نیز به شهر تبدیل و به عنوان شهر گوهران نامیده می‌شود و نقاط جغرافیایی ده سهران و گزان لاگز از دهستان گافروپارمون بخش بشاگرد شهرستان جاسك انتزاع و به دهستان در آبسر همان بخش الحاق می شود. بر اساس این مصوبه دولت، دهستان درآبسر به مركزیت روستای خمینی شهر از تركیب روستاها، مزارع و مكانهای خمینی‌شهر، درگاه، درزنگی، دسك، كیریشك، دومرخ، یوسمن، كرمستان، درمار، موردن، كصالح، بن گرندو، آبگمان، دستگرد، جخیش، رودخانه سهروی، دربن صلاح، گوروی، كارگنجی، هولموك، دستگرد درگاز، سورك، تریش، زیارت بی‌بی‌شهربانو، كلاهو، ارمیش، كلات قلمون، بی كهنو، جگونو، جخو، پیوشك، بینك، شینش، بهتیش و كور در تابعیت بخش بشاگرد شهرستان جاسك ایجاد می شود. بر این اساس، با تصویب هیئت وزیران بخش گوهران به مركزیت روستای گوهران شامل دهستانهای گوهران و در آبسر در تابعیت شهرستان جاسك ایجاد و نام دهستان گافروپارمون از توابع بخش بشاگرد شهرستان جاسك به دهستان پارمون تغییر یافت. همچنین هیئت وزیران با ایجاد دهستان گافر به مركزیت روستای سیت ماسیتی از تركیب روستاها، مزارع و مكانهای بارشك، شهرعباس، شهر ذهاب، كنار مهندسی، زهاب، خشاب، گنوش، مرتكوه، پشتوخ، كلاهو، دروكی، بندجلال، سگركن، زه موسی، بیش ثیران، ریش دراز، گنوش، راپیچ، اشكفت، پیش پیروز، كهورانی، زمین خمین، كم گروخن، درانار، بنگر و ملكشاهی، زه بازك، جك، سیت بندخرسی، بندر ترج، سیت و ماستین در تابعیت بخش بشاگرد شهرستان جاسك موافقت كرد. بر این اساس، با تصویب هیئت وزیران بخش گافروپارمون به مركزیت روستای درنگ مدو شامل دهستانهای گافروپارمون در تابعیت شهرستان جاسك ایجاد و روستای سردشت مركز دهستان سردشت به شهر تبدیل و به عنوان شهر سردشت نامیده می‌شود. بر اساس این مصوبه شهرستان بشاگرد به مركزیت شهر سردشت مركب از بخش مركزی به مركزیت شهر سردشت و دهستانهای سردشت و جكدان و بخش گوهران به مركزیت شهر گوهران و دهستانهای گوهران و درآبسر و بخش گافروپارمون به مركزیت روستای درنگ مدو و دهستانهای گافروپارمون در تابعیت استان هرمزگان ایجاد می شود. این مصوبه از سوی معاون اول رئیس جمهور برای اجرا ابلاغ شده است. درپی انتشار خبر پایگاه اطلاع رسانی دولت مبنی برتبدیل بخش بشاگرد به شهرستان وتبدیل روستای سردشت به شهر و تعیین آن به مرکز شهرستان بشاگرد، مردم گوهران که سالها مرکزیت بخش بشاگرد داشته اند نیز از این خبر تعجب و سپس با اجتماع در مسجد امام خمینی (ره) گوهران نسبت به این اقدام نارضایتی خود را اعلام كردند. آنها در این تجمع خود كه شب پنجشنبه پس از دریافت خبر از سایت مذکورانجام گرفت، تعیین مركزیت شهرستان درسردشت با توجه به این كه تمام نهادهای اولیه ی مربوطه به شهریت از نظر جمعیت و نهادهای دولتی درگوهران وجود دارد و سالها مركز بخش بوده است اعتراض کرده و از دولت خواستند تا در این تصمیم خود تجدید نظر نماید. این جمعیت معترض ،برای اعلام اعتراض خود همان شب بسوی بخشداری حركت كردند و در جلو بخشداری با پرتاب سنگ و آتش زدن لاستیك، عصبانیت خود را از این اقدام نمایان ساختند.برپایه خبر ارسالی حتی ادامه این واكنش نیز به روز جمعه كشیده شد و از ساعت 8 صبح مردم گوهران در جلو بخشداری تجمع و با سر دادن شعارهایی مانند مركزیت شهرستان حق مسلم ماست و ... به اعلام اعتراض خود از تغییر مركزیت شهرستان پرداختند. چند تن از اعتراض كنندگان در جواب سوال خبرنگار ما كه به آنها گفت: در حالیكه گوهران هم تبدیل به شهر و مرکز بخش شده است، چرا اعتراض می كنند؟! گفتند: گوهران مدتهاست كه مركز بخش است، چرا مركز یك دهستان كه مجموع 2500 نفرجمعیت دارد و بی آب است كه مردم آن روستا خودشان با مشكل بی آبی مواجه اند، یك دفعه از دهستان به شهر و مركز شهرستان بدون هیچ قدمتی ارتقاء می یابد، ولی شهری كه سالها مركز بخش بوده است و تمام امكانات شهری در آن فراهم است نادیده گرفته می شود. این اعتراضات در حالیست كه خبرهای رسیده حكایت از سرایت این اعتراض به روستاهای اطراف گوهران دارد.زجدور فرمانده سپاه شهرستان جاسك نیز كه روز جمعه به نمایندگی از شورای تامین در جمع اجتماع كنندگان حاضر شده بود، طی سخنانی به مردم گفت این تصمیم دولت قاطع و غیر قابل برگشت است. امااعتراضات مردمی در گوهران حتی به روز شنبه نیز کشیده شد. در دومین روز از اجتماع اعتراض آمیز مردم گوهران، آرامی فرماندار جاسک همراه دبیری نژاد مدیر کل شهر و روستای استانداری و دیگر مسوولان محلی در مسجد امام گوهران به جمع

معترضین پیوستند و با آنها به گفتگو پرداختند. فرماندار جاسک طی سخنانی در جمع مردم گوهران گفت: دولت نهم خیلی از اقداماتی که انجام می دهد به واسطه حاضر شدن در جمع شما مردم و شنیدن درد دلهای آنهاست، ما معتقدیم که اگر هیچ کاری نتوانیم انجام دهیم لااقل درد دل شما مردم را می شنویم. وی سپس گفت: من هم اولین بار این خبر را شنیدم و احساسات شما را در رابطه با آن پیش بینی کردم و بنده ابراز احساسات شما را قبول دارم. آرامی همچنین به مردم گفت: ارتقاء شهر و شهرستان کار بسیار سختی است، اما این مهم در زمان دولت عدالت گستر اتفاق افتاد و این مقدمه لازمه محرومیت زدایی از بشاگرد است، همه اینها به واسطه شنیدن درد دلها و این خواسته ها بود که بشاگرد از بخش به شهرستان تبدیل شد. فرماندار جاسک در ادامه از مردم خواست تا این نعمت بزرگ را قدردانی کنند.در پایان مردم حاضر در مسجد از فرماندار سوالاتی کردند که پاسخ فرماندار آنها را قانع نکرد و عده ای محل سخنرانی را ترک کردند.


+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 19:14  توسط حسین ناصری   | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 1:35  توسط حسین ناصری   | 
عکس های مربوط به روز۲۰/۱۲/۸۷درمدرسه معرفت برازجان با ایوب همزه ودانش اموزان

در بهار معرفت

عشق وحديث عاشقي

باشد معلم نور را

يك صدا باهم بگوينداين ملائك

تورا رحمت خدا باشد معلم

من تلميذ

من شاگرد

من ان راهرو راه  معلم

دهد درسي برايم روز و هر شب

زكاتش زين طريق باشد

منم معلم  غذا دارم اما،فكر

ز نان خشك

اندكي مايه

براي دوري از مرگم

 زشغلم را بگويم در كنار مزد

سخت ولي دشوار

گزر زينها

شريف باشدشغلم را

همان راه نبي باشد

همه را دور بريزم جز همين را پيمبر

كنون چون هست مرا اين راه

راه پيمبر

غمي از اتش دوزغ به دور باشد

پس كه مي گويد

معلم را چه غم دارد.

   .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 17:55  توسط حسین ناصری   | 

در مجالی که برایم باقیست
باز همراه شما مدرسه ای می 
سازیم
که در آن همواره اول صبح                                           

به زبانی ساده
مهر تدریس کنند،
و بگویند خدا
خالق زیبایی
و سراینده عشق
آفریننده ماست.
مهربانیست که ما را به نکویی
دانایی
زیبایی
و به خود می 
خواند
جنتی دارد نزدیک، زیبا و بزرگ
دوزخی دارد- به گمانم
کوچک و بعید
در پی سودا نیست
که ببخشد ما را
و بفهماندمان،
ترس ما بیرون از دایره رحمت اوست

در مجالی که برایم باقیست
باز همراه شما مدرسه ای می 
سازیم
که خرد را با عشق
علم را با احساس
و ریاضی را با شعر
دین را با عرفان
همه را با تشویق تدریس کنند

لای انگشت کسی
قلمی نگذارند
و نخوانند کسی را حیوان
و نگویند کسی را کودن
و معلم هر روز
روح را حاضر و غایب بکند
و به جز ایمانش
هیچکس چیزی را حفظ نباید بکند
مغزها پرنشود چون انبار
قلب خالی نشود از احساس
درس 
هایی بدهند
که به جای مغز، دلها را تسخیر کند.
از کتاب تاریخ
جنگ را بردارند
در کلاس انشاء
هر کسی حرف دلش را بزند
«غیرممکن» را از خاطره 
ها محو کنند
تا، کسی بعد از این
باز همواره نگوید: «هرگز»
و به آسانی همرنگ جماعت نشود.

زنگ نقاشی تکرار شود
رنگ را در پائیز تعلیم دهند
قطره را در باران
موج را در ساحل
زندگی را در رفتن و برگشتن
از قله کوه
و عبادت را در خدمت خلق
کار را در کندو
و طبیعت را در جنگل و دشت.
مشق شب این باشد
که شبی چندین بار
همه تکرار کنیم:
عدل
آزادی
قانون
شادی...
امتحانی بشود
که بسنجد ما را
تا بفهمند چقدر
عاشق و آگه و آدم شده 
ایم
در مجالی که برایم باقیست
باز همراه شما مدرسه ای می 
سازیم
که در آن آخر وقت
به زبانی ساده
شعر تدریس کنند
و بگویند که تا فردا صبح
خالق عشق نگهدار شما.

 

 می‌شود، سبز بود با یک برگ

می‌شود، شد بهار با یک گل

از دل یک شکوفه شادی کرد

دل به سودای یک شقایق داد

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 22:51  توسط حسین ناصری   | 
 
پيامبر اكرم(ص) از نگاه امام صادق(ع)
 
احمد محيطى اردكانى

در طول تاريخ بشريت، كم تر انسانى وجود دارد كه مانند پيامبراسلام تمام خصوصيات زندگى اش به طور واضح و روشن بيان و ثبت‏شده‏باشد.

خداوند متعال در قرآن كريم كتابى كه خود حافظ اوست (1) و بدون‏هيچ تغييرى تا قيامت‏باقى است‏با زيباترين عبارات و كامل‏ترين‏بيانات، آن حضرت را معرفى نموده و با عالى‏ترين صفات ستوده است.

خداوند متعال مى‏فرمايد: «انك لعلى خلق عظيم‏»; (2) اى پيامبر!

تو بر اخلاقى عظيم استوار هستى.

نيز مى‏فرمايد: «محمد رسول‏الله و الذين معه اشداو على الكفاررحماء بينهم. » (3) محمد(ص) فرستاده خداست و كسانى كه با اوهستند در برابر كفار سر سخت و در ميان خود مهربانند.

محققان، تاريخ نويسان و دانشمندان در ابعاد گوناگون زندگى حضرت‏محمد(ص) سخن گفته‏اند.

اما ائمه عليهم السلام با نگاهى ژرف و دقيق سيماى آن شخصيت‏بى‏نظير و در يكتاى عالم خلقت را به تماشا نشسته، به معرفى زندگى،مبارزات و آموزه‏هاى آن حضرت پرداختند.

در اين نوشتار بر آنيم تا گوشه هايى از زندگى و شخصيت‏حضرت‏محمد(ص) را از نگاه امام صادق(ع) به تماشا بنشينيم.

تولد نور

امام صادق(ع) به نقل از سلمان فارسى فرمود: پيامبر اكرم(ص)فرمود: خداوند متعال مرا از درخشندگى نور خودش آفريد (4) نيز امام صادق(ع) فرمود: خداوند متعال خطاب به رسول اكرم(ص)فرمود: «اى محمد! قبل از اين كه آسمان‏ها، زمين، عرش و دريا راخلق كنم. نور تو و على را آفريدم...». (5)

ثقه‏الاسلام كلينى(ره) مى‏نويسد: امام صادق(ع) فرمود: «هنگام ولادت‏حضرت رسول اكرم(ص) فاطمه بنت اسد نزد آمنه (مادر گرامى پيامبر)بود. يكى از آن دو به ديگرى گفت: آيا مى‏بينى آنچه را من‏مى‏بينم؟

ديگرى گفت: چه مى‏بينى؟ او گفت: اين نور ساطع كه ما بين مشرق ومغرب را فرا گرفته است! در همين حال، ابوطالب(ع) وارد شد و به‏آن‏ها گفت:

چرا در شگفتيد؟ فاطمه بنت اسد ماجرا را به گفت. ابوطالب به اوگفت: مى‏خواهى بشارتى به تو بدهم؟ او گفت: آرى. ابو طالب گفت:

از تو فرزندى به وجود خواهد آمد كه وصى اين نوزاد، خواهد بود (6)

نام‏هاى پيامبر

كلبى، از نسب شناسان بزرگ عرب مى‏گويد: امام صادق(ع) از من‏پرسيد: در قرآن چند نام از نام‏هاى پيامبر خاتم(ص) ذكر شده است؟

گفتم: دو يا سه نام.

امام صادق(ع) فرمود: ده نام از نام‏هاى پيامبر اكرم در قرآن‏آمده است: محمد، احمد، عبدالله، طه، يس، نون، مزمل، مدثر، رسول‏و ذكر.

سپس آن حضرت براى هر اسمى آيه‏اى تلاوت فرمود. نيز فرمود:

«ذكر» يكى از نام‏هاى محمد(ص) است و ما (اهل‏بيت) «اهل ذكر»هستيم. كلبى! هر چه مى‏خواهى از ما سؤال كن.

كلبى مى‏گويد: (از ابهت صادق آل محمد(ع‏» به خدا سوگند! تمام‏قرآن را فراموش كردم و يك حرف به يادم نيامد تا سؤال كنم. (7)

برخى چهارصد نام و لقب پيامبر(ص) كه در قرآن آمده است، را برشمرده‏اند. (8)

عظمت نام محمد(ص)

جلوه نام محمد(ص) براى امام صادق(ع) به گونه‏اى بود كه هر گاه‏نام مبارك حضرت محمد(ص) به ميان مى‏آمد، عظمت و كمال رسول‏خدا(ص) چنان در وى تاثير مى‏گذاشت، كه رنگ چهره‏اش گاهى سبز وگاهى زرد مى‏شد، به طورى كه آن حضرت در آن حال، براى دوستان نيزنا آشنا مى‏نمود. (9)

امام صادق(ع) گاهى بعد از شنيدن نام پيامبر(ص) مى‏فرمود: جانم‏به فدايش. اباهارون مى‏گويد: روزى به حضور امام صادق(ع) شرفياب‏شدم. آن حضرت فرمود: اباهارون! چند روزى است كه تو را نديده‏ام.

عرض كردم: خداوند متعال به من پسرى عطا فرمود. آن حضرت فرمود:

خدا او را براى تو مبارك گرداند چه نامى براى او انتخاب‏كرده‏اى؟ گفتم: او را محمد ناميده‏ام.

امام صادق(ع) تا نام محمد را شنيد (به احترام آن حضرت) صورت‏مباركش را به طرف زمين خم كرد، نزديك بود گونه‏هاى مباركش به‏زمين بخورد.

آن حضرت زيرلب گفت: محمد، محمد، محمد. سپس فرمود: جان خودم،فرزندانم، پدرم و جميع اهل زمين فداى رسول خدا(ص)باد! او رادشنام مده! كتك نزن! بدى به او نرسان! بدان! در روى زمين‏خانه‏اى نيست كه در آن نام محمد وجود داشته باشد، مگر اين كه آن‏خانه در تمام ايام مبارك خواهد بود.

سيماى محمد(ص) (10)

امام جعفر صادق(ع) فرمود: امام حسن(ع) از دائى‏اش، «هند بن ابى‏هاله‏» (11) كه در توصيف چهره پيامبر(ص) مهارت داشت، در خواست‏نمود تا سيماى دل آراى خاتم پيامبران(ص) را براى وى توصيف‏نمايد. هند بن ابى هاله در پاسخ گفت: «رسول خدا(ص) در ديده‏هابا عظمت مى‏نمود، در سينه‏ها مهابتش وجود داشت .قامتش رسا، مويش‏نه پيچيده و نه افتاده، رنگش سفيد و روشن، پيشانيش گشاده،ابروانش پرمو و كمانى و از هم گشاده، در وسط بينى برآمدگى‏داشت، ريشش انبوه، سياهى چشمش شديد، گونه هايش نرم و كم‏گوشت.دندان هايش باريك و اندامش معتدل بود. آن حضرت هنگام راه‏رفتن با وقار حركت مى‏كرد. وقتى به چيزى توجه مى‏كرد به طور عميق‏به آن مى‏نگريست، به مردم خيره نمى‏شد، به هر كس مى‏رسيد سلام‏مى‏كرد، همواره هادى و راهنماى مردم بود.

براى از دست دادن امور دنيايى خشمگين نمى‏شد. براى خدا چنان غضب‏مى‏نمود كه كسى او را نمى‏شناخت. اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود،برترين مردم نزد وى كسى بود كه، بيشتر مواسات و احسان و يارى‏مردم نمايد...» (12)

سعدى با الهام از روايات، در اشعار زيبايى آن حضرت را چنين‏توصيف نمود:

ماه فرو ماند از جمال محمد سرو نرويد به اعتدال محمد قدر فلك را كمال ومنزلتى نيست در نظر قدر با كمال محمد وعده ديدار هر كسى به قيامت ليله اسرى شب وصال محمد آدم و نوح و خليل و موسى وعيسى آمده مجموع در ظلال محمد عرصه گيتى مجال همت او نيست روز قيامت نگر مجال محمد و آنهمه پيرايه بسته جنت فردوس بو كه قبولش كند بلال محمد شمس و قمر در زمين حشر نتابد نور نتابد مگر جمال محمد همچو زمين خواهد آسمان كه بيفتد تا بدهد بوسه بر نعال محمد شايد اگر آفتاب و ماه نتابد پيش دو ابروى چون هلال محمد چشم مرا تا بخواب ديد جمالش خواب نميگيرد از خيال محمد سعدى اگر عاشقى كنى و جوانى عشق محمد بس است و آل محمد (13)

اوصاف پيامبر در تورات و انجيل

خداوند متعال در وصف پيامبر(ص) فرمود:«الذين ءاتينهم الكتب‏يعرفونه كما يعرفون ابناءهم و ان فريقا منهم ليكتمون الحق و هم‏يعلمون‏» (14)

كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داديم، او را همچون فرزندان خودمى‏شناسند; (ولى) جمعى از آنان، حق را آگاهانه كتمان مى‏كنند.

امام صادق(ع) فرمود:«يعرفونه كما يعرفون ابناءهم‏» زيراخداوند متعال در تورات و انجيل و زبور، حضرت محمد(ص)، مبعث،مهاجرت، و اصحابش را چنين توصيف نمود:«محمد رسول‏الله و الذين‏معه اشداء على الكفار رحماء بينهم...»

محمد(ص) فرستاده خداست; و كسانى كه با او هستند در برابر كفارسرسخت و شديد و در ميان خود مهربانند. پيوسته آن‏ها را در حال‏ركوع و سجود مى‏بينى، در حالى كه همواره فضل خدا و رضاى او راطلبند. نشانه آن‏ها در صورتشان از اثر سجده نمايان است. اين،توصيف آنان در تورات و توصيف آنان در انجيل است... . (15)

امام صادق(ع) فرمود: اين، صفت رسول خدا(ص) و اصحابش در تورات وانجيل است. زمانى كه خداوند پيامبر خاتم(ص) را به رسالت مبعوث‏نمود اهل كتاب (يهود و نصارى) او را شناختند اما نسبت‏به اوكفر ورزيدند، همان گونه كه خداوند متعال فرمود: «فلما جاءهم‏ما عرجوا كفروا به‏» (16) هنگامى كه اين پيامبر نزد آن‏ها آمد كه(از قبل) او را شناخته بودند، به او كافر شدند. (17)

خداوند متعال در قرآن كريم، در وصف پيامبر(ص) مى‏فرمايد: «و ماارسلناك الا رحمه للعالمين‏» (18) ما تو را جز براى رحمت جهانيان‏نفرستاديم. قرآن نيز مى‏فرمايد:اشداء على الكفار رحماءبينهم...»،

در برابر كفار سرسخت و شديد و در ميان خود مهربانند. اين دوچگونه با هم جمع مى‏شوند؟

توجه به اين آيه براى طرفدارى انديشه تسامح و تساهل ضرورى است.

آيا ممكن است كامل‏ترين انسان، كه با كامل‏ترين كتاب آسمانى براى‏هدايت تمام جهانيان مبعوث گرديده است در مقابل دشمنان دين هيچ‏عكس العملى جز مهربانى نداشته باشد؟!

براى اداره جامعه دينى و بقاى آن بايد در مقابل دشمنان دين‏ايستاد شدت عمل نسبت‏به كافران و مبارزه با آن‏ها براى از بين‏بردن موانع هدايت عين رحمت است.

برترين مخلوق

حسين بن عبدالله مى‏گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: آيا رسول‏خدا(ص) سرور فرزندان آدم بود؟ آن حضرت فرمود: قسم به خدا، اوسرور همه مخلوقات خداوند بود. خدا هيچ مخلوقى را بهتر ازمحمد(ص) نيافريد (19)

امام صادق(ع) در حديث ديگرى فرمود: چون رسول خدا(ص) را به‏معراج بردند جبرئيل تا مكانى با وى همراه بود و از آن به بعداو را همراهى نمى‏كرد. پيامبر(ص) فرمود: جبرئيل، در چنين حالى‏مرا تنها مى‏گذارى؟! جبرئيل گفت: تو برو. سوگند به خدا در جايى‏قدم گذاشته‏اى كه هيچ بشرى قدم نگذاشته و بيش از تو بشرى به آن‏جا راه نيافته است (20)

معمر بن راشد مى‏گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود: يك نفريهودى خدمت رسول خدا(ص) رسيد و به دقت او را نگريست.

پيامبر اكرم(ص) فرمود: اى يهودى! چه حاجتى دارى؟ يهودى گفت:

آيا تو برترى يا موسى بن عمران; آن پيامبرى كه خدا با او تكلم‏كرد و تورات و انجيل را بر او نازل نمود، و به وسيله عصايش‏دريا را براى او شكافت و به وسيله ابر بر او سايه افكند؟

پيامبر(ص) فرمود: خوش آيند نيست كه بنده خود ستايى كند ولكن(در جوابت) مى‏گويم كه حضرت آدم(ع) وقتى خواست از خطاى خود توبه‏كند، گفت: «اللهم انى اسالك بحق محمد و آل محمد لما غفرت لى‏»،خدايا! به حق محمد و آل محمد از تو مى‏خواهم كه مرا عفو نمايى.

خداوند نيز توبه‏اش را پذيرفت. حضرت نوح(ع) وقتى از غرق شدن دردريا ترسيد گفت «اللهم انى اسالك بحق محمد و آل محمد لماانجيتنى من‏الغرق‏»; خدايا به حق محمد و آل محمد از تو در خواست‏مى‏كنم. مرا از غرق شدن نجات بدهى. خداوند نيز او را نجات داد.

حضرت ابراهيم(ع) در داخل آتش گفت:«اللهم انى اسالك بحق محمد وآل محمد لما انجيتنى منها»; خدايا! به حق محمد و آل محمد ازتو مى‏خواهم كه مرا از آتش نجات دهى. خداوند نيز آتش را براى اوسرد و گوارا نمود.

حضرت موسى(ع) وقتى عصايش را به زمين انداخت و در خود احساس ترس‏نمود گفت: «اللهم انى اسالك بحق محمد و آل محمد لما امنتنى‏»;خدايا! به حق محمد و آل محمد از تو در خواست مى‏نمايم كه مراايمن گردانى. خداوند متعال به او فرمود:«لاتخف انك انت‏الاعلى‏» (21) نترس. مسلما تو برترى.

اى يهودى، اگر موسى(ع) امروز حضور داشت و مرا درك مى‏كرد و به‏من و نبوت من ايمان نمى‏آورد. ايمان و نبوتش هيچ نفعى به حال اونداشت.

اى يهودى! از ذريه من شخصى ظهور خواهد كرد به نام مهدى(ع) كه‏زمان خروجش عيسى بن مريم براى يارى او فرود مى‏آيد و پشت‏سر اونماز مى‏خواند. (22)

در عرف جهانى امروز «سياست‏» را به معناى نيرنگ و دروغ براى‏كسب قدرت و سلطه بر مردم تعريف مى‏كنند، اما «سياست‏» در لغت،به معناى «اداره كردن امور مملكت و حكومت كردن است‏». خداوندمتعال پيامبر خاتم(ص) جانشينان بر حق او، ائمه معصومين را ازبهترين سياستمداران شمرده است در زيارت جامعه، در وصف ائمه‏عليهم السلام كه پرورش يافتگان مكتب نبوتند، آمده است: «وساسه‏العباد».

فضيل بن يسار مى‏گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه به بعضى ازاصحاب قيس ماصر فرمود: خداوند عز و جل پيغمبرش را تربيت‏كرد و نيكو تربيت فرمود. چون تربيت او را تكميل نمود، فرمود:

«انك لعلى خلق عظيم‏»; تو بر اخلاق عظيمى استوارى. سپس امر دين‏و امت را به او واگذار نمود تا سياست و اداره بندگانش را به‏عهده بگيرد، سپس فرمود: «ما اتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم‏عنه فانتهوا» (23) ، آنچه را رسول خدا براى شما آورد، بگيريد،(و اجرا كنيد) و از آنچه نهى كرد، خود دارى نماييد. رسول‏خدا(ص) استوار، موفق و مويد به روح القدس بود و نسبت‏به سياست‏و تدبير خلق هيچ گونه لغزش و خطايى نداشت و به آداب خدا تربيت‏شده بود،... . (24)

زهد و وارستگى

حضرت محمد(ص) هرگز نسبت‏به دنيا و لذايذ زودگذر آن ميلى نشان‏نداد و به آن، توجهى نكرد. آن حضرت براى هدايت مردم و رساندن‏آن‏ها به سعادت دنيا و آخرت وارد عرصه سياست‏شد.

امام صادق(ع) مى‏فرمايد: روزى رسول خدا(ص) در حالى كه محزون‏بود، از منزل خارج شد فرشته‏اى بر او نازل شد، در حالى كه كليدگنج‏هاى زمين را به همراه داشت. فرشته گفت: اى محمد(ص)، اين‏كليدهاى گنج‏هاى زمين است. پروردگارت مى‏فرمايد: اين كليدها رابگير و در گنج‏هاى زمين را باز كن و آنچه مى‏خواهى از آن استفاده‏نما. بدون اين كه نزد من ذره‏اى از آن‏ها كم شود.

پيامبر(ص) فرمود: دنيا خانه كسى است كه خانه (واقعى) ندارد.

كسانى دور آن جمع مى‏شوند كه عقل ندارند.

فرشته گفت: به آن خدايى كه تو را به حق مبعوث نمود! وقتى درآسمان چهارم كليدها را تحويل مى‏گرفتم، همين سخن را از فرشته‏ديگرى شنيدم. (25)

ابن سنان مى‏گويد: امام صادق(ع) فرمود: مردى نزد پيامبر(ص) آمد،در حالى كه آن حضرت روى حصيرى نشسته بود كه زبرى آن بر بدن آن‏حضرت اثر گذاشته بود، و بر بالشى از ليف خرما تكيه نموده بود،كه بر گونه‏هاى گلگونه‏اش نفوذ كرده بود. آن مرد در حالى كه‏جاهاى اثر كرده را مسح مى‏نمود، گفت: كسرى و قيصر (پادشاهان‏ايران و روم) هرگز چنين راضى نمى‏شوند و بر حرير و ديبامى‏خوابند و تو (كه سرور مخلوقات خدايى) بر اين حصير!

پيامبر(ص) فرمود: به خدا من از آن‏ها برتر و گرامى‏تر هستم. من‏كجا و دنيا كجا! مثال زورگذر بودن دنيا، مثال شخصى است كه بردرختى سايه دار عبور مى‏كند، لحظه هايى از سايه درخت استفاده‏مى‏كند و وقتى سايه تمام شد، از آن جا كوچ مى‏كند و درخت را رهامى‏كند. (26)

هيچ زمينه‏اى از زندگى پيامبر(ص) نيست، مگر اين كه امام صادق(ع)در آن زمينه سخنانى با ارزش دارد.

به عنوان حسن ختام، به ذكر خطبه‏اى از آن حضرت در توصيف‏پيامبر(ص) اكتفا مى‏كنيم.

خطبه امام صادق(ع) در وصف حضرت محمد(ص)

برد بارى، وقار و مهربانى خدا سبب شدتا گناهان بزرگ و كارهاى‏زشت مردم مانع نشود كه دوست‏ترين و شريف‏ترين پيغمبرانش، يعنى‏محمد بن عبدالله(ص) را براى مردم بر گزيند.

محمد بن عبدالله(ص) در حريم عزت تولد يافت: در خاندان شرافت‏اقامت گزيد، حسب و نسبش آلوده نگشت، صفاتش را دانشمندان بيان‏كردند و حكميان در وصفش انديشه نمودند، او پاكدامنى بى نظير،هاشمى نسبى بى مانند و بى مانندى از اهل مكه بود.

حيا صفت او بود و سخاوت طبيعتش، بر متانت‏ها و اخلاق نبوت سرشته‏شده بود. اوصاف خويشتن دارى‏هاى رسالت‏بر او مهر شده بود تا آن‏گاه كه مقدرات و قضا و قدر الهى عمر او را به پايان رسانيد وحكم حتمى پروردگار او را به سرانجامش منتهى ساخت. هر امتى، امت‏پس از خود را به آمدنش مژده داد. نسل به نسل از حضرت آدم تاپدر بزرگوارش، عبدالله، هر پدرى او را به پدر ديگر تحويل داداصل و نسبش به ناپاكى آميخته نشد و ولادت او با ازدواج نا مشروع‏پليد نگشت. ولادتش در بهترين طايفه، گرامى‏ترين نواده (بنى‏هاشم)، شريف‏ترين قبيله (فاطمه مخزوميه) و محفوظترين شكم باردار (آمنه دختر وهب) و امانت دارترين دامن بود.

خدا او را برگزيد، پسنديد و انتخاب كرد سپس كليدهاى دانش وسرچشمه‏هاى حكمت را به او داد. او را مبعوث نمود تا رحمت‏بربندگان و بهار جهانيان باشد.

خداوند كتابى را بر او نازل كرد، كه بيان و توضيح هر چيزى درآن است و آن را به لغت عربى، بدون هيچ انحرافى قرار داد، به‏اميد اين كه مردم پرهيزكار شوند. آن را براى مردم بيان كرد ومعارف آن را روشن ساخت و با آن، دينش را آشكار ساخت و واجباتى‏را لازم شمرد و حدودى را براى مردم وضع نمود و بيان كرد. آن‏هارا براى مردم آشكار نمود و آن‏ها را آگاه ساخت. آن حضرت در آن‏امور، راهنمايى به سوى نجات و نشانه‏هاى هدايت‏به سوى خدامى‏باشد.

رسول خدا(ص) رسالتش را تبليغ كرد، ماموريتش را آشكار ساخت،بارهاى سنگين نبوت را كه به عهده گرفته بود، به منزل رسانيد وبه خاطر پرورگارش صبر كرد و در راهش جهاد نمود.

با برنامه‏ها و انگيزه‏هايى كه براى مردم پى ريزى نمود و مناره‏هايى كه نشانه‏هاى آن را بر افراشت، براى امتش خير خواهى كرد، وآن‏ها را به سوى نجات و رستگارى فرا خواند و به ياد خدا تشويق وبه راه هدايت دلالت كرد، تا مردم پس از او گمراه نشوند. آن حضرت‏نسبت‏به مردم دلسوز و مهربان بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 20:35  توسط حسین ناصری   |